.
...
سلام 14
.
تا جوابم را به گرمی نشنوم، دایم سلامت میکنم
.
.
باران بابا
.
سلام ، من بارانم و سعی می کنم از این پس, اشعار پدر بزرگم ، قاسم درخشان مهر متخلص به درخشان را با شما به اشتراک بگذارم . ضمنا برای شنیدن غزل با صدای بابا قاسم روی قلب سبز کلیک نمایید .
لطفا در صورت استفاده از غزلها اسم و آدرس را حتما ذکر فرمایید
.
« پیمان شکن »
.
سـاقی امـشب مست مستم کـن کـه مـن بیگانه ام
.
زآتـش سـرخ شــرابت ده، دو صـد پــیمانه ام
.
میـخورم پیـمانه تـا پـیمان شـکن گردم بـه او
.
ساقیـا همـراهیـم کـن، تـا در ایـن مـیخانه ام
.
تـا شـوم مسـت و رَود، از سـرحواسـم سـاقیا
.
آنـقدر می کـن بـجامم، تا نجویم من ره کاشانه ام
.
چـون غـم ایـام اکـنون گشته است از من فزون
.
پـس فـزون کـن بـاده را، تـا بگذرم از خانه ام
.
ایـن جـهان زنـدان و مـن زنـدانی ایـن کالبد
.
راه پـروازم نشــان ده عشـق مـن پـروانه ام
.
آرزو دارم دلـی شـــاد و لبـی خنـدان ولـی
.
بـی تـو هـر شب هـمچو شـمعی در دل ویرانه ام
.
روی خورشـیدت بـه دل سـوزانده تـار و پود من
.
جـام دیگر از شرابم ده که خاموشش کنم جانانه ام
.
ساقی امشب گـرمی ات نیـست عشوه ای دیـگر بیا
.
تـا بـه وَجـد و طـاعتـم آری که مـن دیوانه ام
.
سـاغر انـدر دست و ساقی مست و من هم بی خیال
.
ای خـوش امشب جاودان تـا من در ایـن بتخانه ام
.
مسـت مسـت می گفت با خود آن درخشان در خفا
.
سـاقیا من را ز خـود بیگانه کن با دادن پیمانه ام
.
-----------------------------------------
.
خدا باشد نگهدارت، که تنها اوست دادارت
.
لطفا پس از شنیدن و یا خواندن غزلها، در انتهای
.
هر غزل نظر دهید
.